![]() |
![]() |
|
| عکس /شعر / معماری /هک/ بوت/ موزیک |
|
مواظب باشیم تا قرآن های سر نیزه
( پرچم های سبز )
فریبمان ندهد |
|
+ نوشته شده در
ساعت 16:44 توسط محمد |
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 15:54 توسط محمد |
|
|
این جهان پر است از صدای پای مردمی که
همچنان که ترا می بوسند در ذهن خود طناب دار تو را می بافند ... ( فروغ فرخزاد ) سفر آغاز گشت فاخرانه در لجنزار هوس لولیدی تا زیبندگی نام آدمی را شاید دلالتی باشی ! دریغا عشقم که به دروغین آلت وفایت ازاله شد ...
سفر ادامه یافت بی شرمانه بر پهنه ی یخی تزویر لغزیدی تا منزلت نام آدمی را شاید دلالتی باشی ! دریغا اعتمادم که به دروغین بند قولت اسیر شد ...
سفر پایان یافت شادمانه در خوشی های لحظه ایی غرق گشتی تا زیبندگی نام آدمی را شاید دلالتی باشی ! دریغا من که به دروغین نوای عشقت رقصیدم ، و دریغا تو که هیچگاه نفهمیدی ...
واینک در آغازسفری بی همسفر من متحیرانه منزلت نام آدمی را می نگرم ... ( م . م. تنها ) |
|
+ نوشته شده در
ساعت 22:57 توسط محمد |
|
سر خود را مزن اینگونه به سنگ |
|
+ نوشته شده در
ساعت 22:41 توسط محمد |
|
|
واي ، باران باران ؛
شيشه ي پنجره را باران شست از دل من اما چه کسي نقش تو را خواهد شست ؟ آسمان سربي رنگ من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ مي پرد مرغ نگاهم تا دور واي ، باران باران ؛ پر مرغان نگاهم را شست... |
|
+ نوشته شده در
ساعت 14:37 توسط محمد |
|
|
کسي که دوستش داري اوتو را دوست ندارد . کسي که تو را دوست دارد تو دوستش نداري . و کسي که تو دوستش داري و او هم دوستت دارد . رسم و رسوم مانع رسيدنتان بهم مي شود . زندگي اينگونه است . دکتر علي شريعتي |
|
+ نوشته شده در
ساعت 18:31 توسط محمد |
|
|
شكسپير ميگه: فراموش كن چيزي رو كه نمي توني بدست بياري ، وبدست بياور چيزي رو كه نمي توني فراموشش كني خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد |
|
+ نوشته شده در
ساعت 18:29 توسط محمد |
|
|
تنهايي ، دستاني دارد نرم و لطيف. تنهايي ، دل آرامي را مي فشارد. تنهايي، همنشين اندوه و سرگشتگي ست |
|
+ نوشته شده در
ساعت 18:26 توسط محمد |
|
|
خدايا، به من زيستني عطا کن، که در لحظه مرگ،
بر بي ثمري لحظه اي که براي زيستن گذشته است، حسرت نخورم، و مردني عطا کن، که بر بيهودگي اش سوگوار نباش. بگذار تا آن را من خود انتخاب کنم، اما آنچنان که تو دوست داري. "چگونه زيستن" را تو به من بياموز، "چگونه مردن"را خود خواهم اموخت |
|
+ نوشته شده در
ساعت 18:26 توسط محمد |
|
|
امروز
خبری از ماهی تنگ شیشه ای نبود گربه باورش شده بود که عاقبت مادربزرگ ماهی را خورده است
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 14:25 توسط محمد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
*اگه میتونستم تو دنیا یه چیز دیگه باشم میخواستم اشک تو باشم که رو چشمات متولد بشم...رو گونه هات زندگی کنم...رو لب هات بمیرم
|
| آرشیو موضوعی |
|
دل تنگی |
|
RSS
|