![]() |
![]() |
|
| عکس /شعر / معماری /هک/ بوت/ موزیک |
|
نگاهت می کنم ای دل وامشب شور دلتنگی هوای خانه دل شد عجب دل را ببین مارا چه حاصل شد؟
از اول ،بی صدا آرام وآهسته به نرمی آمد وبا عشق یکدل شد از آن پس حاکم محض خلایق شد و ما را باز سکوت شرم حاصل شد ندایش ضربه دل شد و آثارش درون چهره ظاهر شد واو کم کم نوای عاشقی سرداد وآخر لیک منکر شد مرا با عشق عهدی نبوده است که این را عشق ممکن شد عجب دل را . ببین یک لحظه غافل شد ولی یک عمر عاشق شد |
|
+ نوشته شده در
ساعت 22:40 توسط محمد |
|
|
تا که نرفتم از دست ،دست مرا بگیری فصل نشان غم هاست ،سیراب این زمینم وقت است جوی آبی از چشم ما بگیری بانو قبول دارم زیبا ترینی اما... رسمش نبود خود را این قدر ها بگیری! می ترسم از شبی که اینجا نباشم تو دیگر سراغ من را از نا کجا بگیری تشیع میشوم صبح بر دوش این خیابان فردا اگر بیایی باید عذا بگیری امشب دوباره شعری از دوری ات نوشتم مانده ست روی دستم آن قدر تا بگیری!
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 22:39 توسط محمد |
|
|
بیا ای خسته خاطر دوست
بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بی برگشت بگذاریم
ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است (اخوان ثالث) |
|
+ نوشته شده در
ساعت 22:35 توسط محمد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
*اگه میتونستم تو دنیا یه چیز دیگه باشم میخواستم اشک تو باشم که رو چشمات متولد بشم...رو گونه هات زندگی کنم...رو لب هات بمیرم
|
| آرشیو موضوعی |
|
دل تنگی |
|
RSS
|