![]() |
![]() |
|
| عکس /شعر / معماری /هک/ بوت/ موزیک |
|
دشتهايي چه فراخ! دورها آوايي است، كه مرا ميخواند |
|
+ نوشته شده در
ساعت 2:24 توسط محمد |
|
|
زندگی دیگه کردنی نیست ... خریدنیه ...... از دست های گرم تو کودکان تو اَمان دستان خویش سخن ها می توانم گفت غم نان اگر بگذارد نغمه در نغمه درافکنده ای مسیح مادر ، ای خورشید ! از مهربانی ِ بی دریغ جان ات با چنگ تمامی ناپذیر تو ، سرودها می توانم کرد غم نان اگر بگذارد رنگ ها در رنگ ها دویده از رنگین کمان بهاری تو که سراپرده در این باغ خزان رسیده برافراشته است نقش ها می توانم زد غم نان اگر بگذارد چشمه ساری در دل و آبشاری در کف آفتابی در نگاه و فرشته ای در پیراهن از انسانی که توئی قصه هامی توانم کرد غم نان اگر بگذارد ( احمد شاملو ) و زندگی بهانه ایست برای عاشق شدن غم نان اگر بگذارد ... و چه زیبا خواهد بود :
در پناه سایه ای دو استکان کمر باریک دو حبه قند زیستن را بهانه ایست غم نان اگر بگذارد ...
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 21:27 توسط محمد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
*اگه میتونستم تو دنیا یه چیز دیگه باشم میخواستم اشک تو باشم که رو چشمات متولد بشم...رو گونه هات زندگی کنم...رو لب هات بمیرم
|
| آرشیو موضوعی |
|
دل تنگی |
|
RSS
|