![]() |
![]() |
|
| عکس /شعر / معماری /هک/ بوت/ موزیک |
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 3:8 توسط محمد |
|
|
وقتي كه عاشق شدم
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 23:3 توسط محمد |
|
انتظار...
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 22:52 توسط محمد |
|
|
وقتي در تنهايي خودم قدم مي زنم،
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 21:34 توسط محمد |
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 21:26 توسط محمد |
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 21:23 توسط محمد |
|
![]() غریبان را دگردردل نوا نیست
دل بی خانمان راآشیان نیست
دگرازوصل وهجرانم مپرسید
که درد بی امانم را دوانیست
کنون مردم بگویندم به هردَم
که: بیچاره بجز مرگش شفانیست
پریشان خاطروافسرده حالم
مراتنها رهاکردن روا نیست
شدم بی یارو یاور ای رفیقان
که درمانش بجز دست خدانیست
دردِ دوست داشتن ،
یاکسی رابرای دوست داشتن نداشتن
هردو درد است
درد من هردوست
![]() اینم جواب خودم به خودم:
ای که مأیوس ازهمه سویی
به سوی عشق رو کن
قبلۀ دلهاست آنجا
هرچه خواهی آرزو کن
*****************
دلی دارم که مثل کوچه خاکیست
گناهش سادگی ودرد پاکیست
نمی بخشی خدایا گر گناهش
بکش دل راکه هرروز از توشاکیست
******************
سکوتم رابه باران هدیه کردم
تمام زندگی راگریه کردم
نبودی در فراق شانه هایت
به هرخاکی رسیدم تکیه کردم
******************
دلم دریاچۀ عشقه
چشام رودی که می خشکه
ببار بارون ببار بارون
به قلبی که شده تشنه
![]() ازاون روزی که مرغ عشق
عزیز خونه اش رفته
بدنبال صدای یار
صدای چهچهش گشته
******************
ازگل چهره سوخته
طراوتی طلب نکن
برای رفع تشنگی
تکیه به تشنه لب نکن
از تن خشک شاخه ها
توقع جوانه نیست
اسب نفس بریده را
طاقت تازیانه نیست
******************
تاروپودهستی ام بربادرفت امّا نرفت
عاشقیها ازدلم، دیوانگیها ازسرم
شمع لرزان نیستم تا ماند ازمن آه سرد
آتشی جاوید باید دردل خاکسترم
******************
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 20:28 توسط محمد |
|
|
روزی به خانه ام مي آيی ؛
من نيستم ، به قاب عكسم روی طاقچه خيره مي شوی ... روز ديگر به خانه ام مي آيی ؛ قاب عكسم نيست اما يادم در خانه جاری است ... روز ديگری هم به خانه ام می آيی ؛ يادم نيز از خانه كوچيده است ...
اين سه لحظه برای يك سفر جاودانه كافی است ...
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 20:21 توسط محمد |
|
|
زندگی با همه وسعت خویش مسلک ساکت غم خوردن نیست حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست اضطراب وهوس ودیدن و نادیدن نیست زندگی خوردن وخوابیدن نیست زندگی جنبش وجاری شدن است زندگی کوشش و راهی شدن است از تماشاگه آغاز حیات تا به جایی که خدا می داند |
|
+ نوشته شده در
ساعت 20:19 توسط محمد |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 23:49 توسط محمد |
|
از رنجی خسته ام که از آن من نیست بر خاکی نشسته ام که از آن من نیست با نامی زیسته ام که از آن من نیست از دردی گریسته ام که از آن من نیست از لذتی جان گرفته ام که از آن من نسیت به مرگی جان می سپارم که از آن من نیست |
||
|
+ نوشته شده در
ساعت 23:47 توسط محمد |
|
نیامدم به سراغت , مرا مگر تو ببخشی گلایه های دلم را به یک نظر تو ببخشی نشسته ام سر راهت چه می شود به نگاهی غریب خاطره ها را در این سفر تو ببخشی مگو نجیب زمانه , ز چشم ما گله داری مگر نه وعده نمودی که بیشتر تو ببخشی؟! شبانه حرف دلم را اگر برای تو گفتم خیال من همه این بود مرا سحر تو ببخشی شکو فه های غزل را به پیش پای تو ریزم به یک نگاه صمیمی مرا اگر تو ببخشی |
|
+ نوشته شده در
ساعت 23:44 توسط محمد |
|
|
قفس داران سكوتم را شكستند
دل دائم صبورم را شكستند
به جرم پا به پاي عشق رفتن
پر و بال عبورم را شكستند
مرا از خلوتم بيرون كشيدند
چه بي پروا حضورم را شكستند
تمنا در نگاهم موج مي زد
ولي روياي دورم را شكستند |
|
+ نوشته شده در
ساعت 23:44 توسط محمد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
*اگه میتونستم تو دنیا یه چیز دیگه باشم میخواستم اشک تو باشم که رو چشمات متولد بشم...رو گونه هات زندگی کنم...رو لب هات بمیرم
|
| آرشیو موضوعی |
|
دل تنگی |
|
RSS
|